شبستان

مطالب و جملات کوتاه و خواندنی و گاهی هم طنز

جایی برای نشستن
نویسنده : s.p - ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٧
 

رواز بریتیش ایر ویز از ژوهانسبورگ به لندن:

یک خانم حدودا ۵۰ ساله سفید پوست که پهلوی یه مرد سیاه پوست در هواپیما نشسته بود، پریشان مهماندار رو صدا  زد.

 ـــ  نمی بینی؟ منو بغل یه سیاه پوست نشوندی! حاضر نیستم بغل دست  چنین ادمی باشم! جامو عوض کن!

مهماندار گفت:

ـــ   آروم باشید. من میرم ببینم جای خالی هست یا نه. پرواز امروزمون خیلی شلوغه.

مهماندار می رود  و ۵ دقیقه بعد بر می گردد.

ـــ   همان طور که فکر می کردم تو کلاس اقتصادی صندلی خالی نیست. با کاپیتان هم صحبت کردم.او گفت که تو بیزینس کلاس هم جای خالی نیست. اما یه جای خالی توی فرست کلاس هست!

قبل از اینکه پیرزن چیزی بگوید، مهماندار ادامه داد:

برای شرکت ما غیر معموله که کسی رو از کلاس اقتصادی به فرست کلاس جابجا کنیم. اما کاپیتان احساس کردند که شرم آوره کسی بغل آدم خوار و تهوع آوری بشینه.

مهمان دار رو به مرد سیاه پوست کرد و گفت:

 بنابراین آقا، اگه تمایل دارید می توانید ساک دستی تون رو بردارید چون یه صندلی در فرست کلاس منتظر شماست!

مسافرین دیگر که به این گفتگو گوش می کردند، از جای خود برخاستند و با دست زدن مهماندار را تشویق کردند.