شبستان

مطالب و جملات کوتاه و خواندنی و گاهی هم طنز

؟؟؟
نویسنده : s.p - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٦
 

  .. مشغول بازکردن آخرین قوطی کنسرو ماهی بود.

.. من هم در گوشه ای از سنگر منتظر بودم تا تکه ی کوچکی از گوشت بدن ماهی را

به خانه ببرم.

.. چند لحظه بعد، سوت خمپاره ای به گوش رسید .. به همراه تکه های کوچک و بزرگ

گوشت، در حوضچه ی خون، شناور بودم.

پرسش:اون کس یا اون چیزی که گوشه خاکریز بوده،چی یا کی بوده؟نظر بدید.